CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
ترنم سكوت
جستجو | جستجو در مطالب ترنم سكوت

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ترنم سكوت
Stopping by Woods on a Snowy Evening | نقد شعر / رابرت فراست

نقد شعر انگلیسی / رابرت فراست

ROBERT FROST- Stopping by Woods on a Snowy Evening:
Robert's Frosty Woods
  
 
The mood of Robert Frost's "Stopping by Woods on a Snowy Evening" is artfully set by saying "the only other sound's the sweep / of easy wind and downy flake" (11-12). These lines convey they beautiful tranquillity of solitude. Many critics argue that the dark woods of the poem symbolize death. It is equally as valid to say that the poet is describing the joy experiencing a peaceful moment to him; the relaxing mood of the poem as well as the realization that the traveler must move on provide evidence contrary to the interpretation that the woods symbolize death.

A relaxing calming mood prevails in "Stopping by Woods on a Snowy Evening". The only reference to sound is "the sweep / of easy wind and downy flake" (11-12). There is complete silence with the exception of this beautiful sound; there is no loud cacophony to imply the violence of death. The prevailing visual imagery is of a lovely wintry scene; at one point the woods are described as "lovely, dark, and deep" (16). This visual scene further contributes to the restful feel of the poem. The persona's only companion is his horse; this adds a solitary feel to the poem which when combined with the vivid imagery show the peacefulness of a moment alone.

The title "Stopping by Woods on a Snowy Evening" implies that this is a visit to the woods as opposed to a final resting-place. If this were the final destination, the title "Stopping in the Woods" or "Stopping at the Woods" would be more appropriate. Because the "horse must think it queer / to stop without a farmhouse near," (5-6) there must be some continuation to the journey; otherwise it would not seem odd to the horse to stop. The final lines "and miles to go before I sleep, / and miles to go before I sleep" (18-19) provide further evidence that there will be more to this journey; the depicted scene is only a resting-place.

Poetry interpretation in inherently personal due to the abstract nature of poetic language; what may be a valid interpretation for one reader might be completely meaningless to another. A reader facing imminent death or the recent death of a loved one might naturally recognize death themes in "Stopping by the Woods on a Snowy Evening". The poem might also be a reminder to pause to admire the beauty in the world; for me this is the valid interpretation.
 
Frost, Robert. "Stopping by Woods on a Snowy Evening." _Discovering Literature: Stories, Poems, Plays Ed. Hans P. Guth and Gabriele L. Rico. Upper Saddle River, NJ: Prentice Hall, 474



برچسبها : stopping - woods - snowy - evening
نوشته شده توسط پارادايس در چهارشنبه 02 مرداد 1387 ساعت 21:49
فراتر از بودن | کریستین بوبن

کریستین بوبن

یک منطقه برای یک قلب وسعت زیادی دارد در حالی که تمام عرض سرزمین من بیست و یک سانتی متر و طول آن بیست سانتی متر است تمام مساحت یک کاغذ سفید...

به نظر من ما انسانها بر روی کره زمین زندگی نمیکنیم بلکه سرزمین واقعی ما قلب کسانی است که به آنها علاقه داریم.

فراتر از بودن



برچسبها : فراتر - بودن
نوشته شده توسط پارادايس در چهارشنبه 02 مرداد 1387 ساعت 21:47
11 اردیبهشت 1305 | عاشقانه های نیمایوشیج

نامه های عاشقانه نیما

به عالیه عزیزم

وقتی که بر خلاف توقعات ما ، کسی یا چیزی ، ما را کجذوب می کند نباید تعجب کنیم . قانون کلی این تجاذب گاهی چنان در طبیعت مستتر است که توقعات ما به آن مربوط نیست
به هر ترتیب که هست محبت من تو را جذب می کند . یقین بدار تمام قلب ها مثل قلب شاعر آفریده نشده است . ضعف و شدت در تمام اشیا مشاهده می شود . پس هیچ کسی مثل من ، تو را دوست نخواهد داشت . از پشت یک ورقه کاغذ ، آهن ربا را تکان بده . سوزنی کهروی کاغذ است تکان می خورد . علاقه های دور دور با قلب همین حال رادارند . تو هم از پشت پرده ها به من دست تکان می دادی
در این صورت به قلب و مقدار حساسیت اشخاص نگاه کن . از این جاست که می توانی در آن قلب پناه جویی
عالیه ! میل داری امتحان کن . تاریخ و آثار شعرای بزرگ را بخوان . مسلم خواهد شد که قلب مبدأ همه چیز ها است و هیچ کسی مثل آن شعرا نتوانسته است حساسیت به خرج داده باشد . بعد از آلان نظرت را رو به جمعیت پرتاب کن : غالب اشخاص خوش لباس و خوش هیکل را خواهی دید که بد جنس بی محبت و بی وفا هستند . پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد . به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد
موج های دریا ، که در وقت طلوع ماه و خورشید این قدر قشنگ و برازنده است ، کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد ؟ ولی کوه محکم ، اگر چه به ظاهر خشن است ، تمام گل ها روی آن قرار گرفته اند
بیا ! بیا ! روی قلب من قرار بگیر.



برچسبها : اردیبهشت
نوشته شده توسط پارادايس در چهارشنبه 19 تیر 1387 ساعت 23:24
فراتر از بودن | کریستین بوبن

امروز صبح از خود پرسیدم که من به چه چیزی نیاز دارم.

شاید به سکوت... سکوتی که به ساحلی شنی می ماند و در قلب آن تمام سخن ها و موسیقی ها می تپند

پس من می نویسم تا به این سکوت دست یابم.

فراتر از بودن



برچسبها : فراتر - بودن
نوشته شده توسط پارادايس در یکشنبه 09 تیر 1387 ساعت 23:22
راستي و درستكاري | سخنان ناب اندیشمندان

راستي و درستكاري

چنان نماي كه هستي نه چنان باش كه مينمائي.   بايزيد بسطامي

پرهيزگار باش كه هرگز هيچ پرهيزگار از درستي نميرد.   غزالي طوسي

راستي مانند گوهري است كه در روز روشن قدر و قيمتش بيشتر معلوم ميشود.   بايگون

 



برچسبها : راستی - درستکاری
نوشته شده توسط پارادايس در آدینه 17 خرداد 1387 ساعت 10:05
The guardian angel | عمومي

اگر هميشه درست پيش از اين كه بلايي سرتان بيايد صدايي به شما هشدار دهد خيلي خوب است. مگر نه؟

The guardian angel

A man was walking in the street when he heard a voice: "Stop! Stand still! If you take one more step, a brick will fall down on your head and kill you." The man stopped and a big brick fell right in front of him. The man was astonished. He went on, and after a while he was going to cross the road. Once again the voice shouted, "Stop! Stand still! If you take one more step, a car will run over you and you will die." The man did as he was instructed, just as a car came, barely missing him. "Where are you?" the man asked. "Who are you?" "I am your guardian angel," the voice answered. "Oh yeah?" the man asked. "And where the hell were you when I got married?!"

تكان نخور: stand still

يك قدم جلوتر بروي: take one more step

آجر: brick

مي‌افتد: fall down

درست/ يكراست: right

جاخورد: astonished

بعد از مدتي: after a while

رد شدن: cross

فرياد زد: shouted

زير ميگيرد: run over

ياد گرفته بود: instructed

تقريبا از بيخ گوشش رد شد: barely missing him

فرشته نگهبان: guardian angel

جدي؟: oh yeah

كدام گوري بودي: where the hell were you

داشتم ازدواج كردم: I got married



برچسبها : the - guardian - angel
نوشته شده توسط پارادايس در چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 22:41
3 | جملات و اصطلاحات انگلیسی

It is too easy for me.

برايم مثل آب خوردن است

To fly into a rage/ To make mischief.

آتشي شدن/از كوره در رفتن

Our future project/plans.

طرحهاي آتي ما

Free/unfettered elections were held.

انتخابات آزاد برگزار شد

Concerning/ Regarding/ About.

در باب /در مورد

I take my hat off to you.

بابا ايوالله

I am glad to see you up and about.

خوشحالم از اينكه شما را سرپا و سرحال مي‌بينم

Third time lucky.

تا سه نشه بازي نشه

Fixed deposits in a bank.

سپرده‌هاي ثابت در بانك

No vacancies.

جا موجود نيست ] در هتل/ رستوران و غيره]


نوشته شده توسط پارادايس در چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 22:25
نقد رمان هاکلبری فین | Mark Twain

نقد رمان برای اساتید و دانشجویان محترم زبان و ادبیات انگلیسی

The Adventures of Huckleberry Finn

Literary Analysis

summary

characters

metaphor analysis

theme analysis


summary

Chapter1: Huck begins his narration, explaining that this story takes up where the previous one, The Adventures of Tom Sawyer, left off: he owns six thousand dollars from the money he found in the cave, and this money he has given to Judge Thatcher, who is keeping the money and paying him interest.  He lives with the Widow Douglas (who is trying to civilize him) because Tom won't let him join his "gang" otherwise. 

Restlessly lying in bed one night, he hears Tom Sawyer calling to him through the window, and the two escape together into the woods


ادامه مطلب

برچسبها : نقد - رمان - هاکلبری - فین
نوشته شده توسط پارادايس در سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 11:59
اسفند 1302 | عاشقانه های نیمایوشیج

عزیزم
قلب من رو به تو پرواز می کند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند .
اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور
اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم.

دوست کوه نشین تو
نیما



برچسبها : اسفند
نوشته شده توسط پارادايس در سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 11:27
2 | جملات و اصطلاحات انگلیسی

In recognition of (in gratitude for) your past services.

 

به پاس خدمات گذشته جنابعالي

 

To speak elaborately.

 

با آب و تاب صحبت كردن

 

She is a ball of fire.

 

دختر آتشپاره‌اي است (زرنگ و پر تحرك)

 

The last but one. The one before last.

 

يكي مانده به آخر(ما قبل آخر)

 

To teach someone manners.

 

كسي را آدم كردن(آموختن / ادب كردن)

 

I wish you the best of luck.

 

بهترين موفقيتها را برايتان آرزو ميكنم

 

A castle in the air. Wishful thinking.

 

آرزوهاي واهي (خيالي)

 

Open to the public.

ورود براي عموم آزاد است.


نوشته شده توسط پارادايس در سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 11:12
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  3  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
the - انگلیسی - frost - داستان انگلیسی - جمله‌ها - برنامه - home burial - finn - sorry - عاشق - swift - بودن - نمیخواد - میلاد - مادر - نکن - رومانتیک - tierra - عشقولانه - you - connection - analysis - دوستت - birthday - دوست - انسان - جوزف کنراد - man - تولد - راستی - queen - friend - ابراز - and - nature - road not taken - شرح - برای - secret - عاشقانه - است - power - رابرت فراست - ادبیات - happy bithday - زیبای - free essay - names - saint - قصه - nostalgic - langston hughes - woods - یادت - متن - husband - امید - woman - tour - رئالیسم - المثل - مکتب های ادبی - میگویم - سختی - still - huckleberry - رمان - فراتر - نور - دوباره - هاتف اصفهانی - نفیسی - نویس - year - سخت - new - سپاس - عشق - romanticism - راه - شعر انگلیسی - dearest - کریستین بوبن - چقدر - درباره - زبان گلها - معشوقه - stopping - really - guardian - بشنوید - joseph conrad - گرائی - محال - ویژه - ویلیام شکسپیر - baby - نقد - دنیا - اسمایلز - شعر - حرفهایی - بررسی - true - سنت - درستکاری - hear - salvation - ادبی - sentence - اصل - book - نئوکلاسیک - بال‌هایت - shadow - تعبیر - lottery - هدیه - اسفند - ساعت - وجودم - are - short - valentine - رهگذر - مکتب - primitive - قلب - menagerie - جمله - evening - critical - گذاشتی؟ - بدون شرح - musician - jackson - poem - my butterfly - زیبا - گل سرخ - مکتبهای - naturalism - مینا - robert - حرفایی - فین - rose - literature - واقعی - say - بازی - این - its - ترنم - the road not ta - نمایشنامه - بهاران - lodged - flower - مهر - essay - آغاز - شاکرم - camellia - کلمه - modest - کودکانه - ادبیات انگلیسی - aster - comic - بینوا - friendship - اربعین - گمشده - beloved - عنوان - هنری - never - neoclassicism - theme - حسینی - literary school - tuft of flowers - happy birthday - bus - happy - beautiful - زبان - angel - proposal - چینی - سکوت - adventures - robert frost - things - secret sharer - بدون - جنس - نسیم - snowy - believer - خدا - her - deprisa - دل نوشته - خانمها - کجا - آسمان - بهشت - glass - فراتر از بودن - قبول - مهدل - دیگری - butterfly - متن شعر - درخت - اعماق - چند - language - شما - رمانتیک - اردیبهشت - story - حکایت - realism - تنها - بهار - طبیعت - love - your - مکتبهای ادبی - jonathan - انسانیت - ترجمه - sharer - cloud - دارید؟ - زندگی - انسانهایی - دارم - orchid - دوستی - فراموش - موضوع - فاصله - میگوید - نقد و بررسی - persian poem - عیدانه
Counter Powered by  RedCounter