بازی کودکانه
با من بیا٬ با من به جستجوی کودکی بیا که در نهان خانه قلبم به انتظار تو
نشسته است. نگاهت را به بازی کودکانه من بسپار.
این شیرین ترین بازی کودکانه من است.
من در حجم پر تراکم چشم ها می دوم. ثبات را می شکنم و به خط پایان عمق نگاهها می رسم جایی که غرور و ترس واژه هایی گنگ و ناآشنایند
من در بن بست تنهایی خویش چشم میگذارم . تا عدد ده می شمارم و به آدمک هایی که در قلبم پنهان شده اند می اندیشم و در جستجویشان از روی خاطره های سیاه سرنوشت می پرم
به خانه کودکی من سری بزن که مملو است ا ز شکوه سادگی٬ من تو را در خانه ام به مهمانی عروسکها خواهم برد و در آنجا خواهی دید که آنها چگونه تنها با نگاه حرف می زنند٬ می خندند و عاشق می شوند.
با من به سراغ صفحات خالی دفتر زندگانی ام بیا و خاطره ای را برایم نقاشی کن.
من به تو کوله باری از رنگین کمان خواهم بخشید با رنگ های فراوان
رنگ را بردار و بر صفحه ی نقاشی زندگیت باران هدیه کن تا دوباره گلدان های خالی دلت پر شود از عطر بهار.
این قشنگ ترین بازی کودکانه من است.
با من تا کودکی من پرواز کن
آسمان تا همیشه در انتظار ما خواهد بود. 
مهدل
نوشته شده توسط مهدل در 15 مرداد 1387 ساعت 18:40